کبوتر و آسمان
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست,عشق چیست,غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های توئم بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب ![]()
![]()
"فریدون مشیری"
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۲ ساعت 8:55 PM توسط یاسر
|
سلام.من ياسرم.منون از اينكه يه سري به ما زدين.اومدید اینجا نظر بدید و تو نظرسنجی هم شرکت کنید اگه بود.ضمنا هر کی خواست لینکش کنم آدرسش رو توی بخش پیوندهای روزانه بذاره.اگه خواستید من رو با عنوان وبم لینک کنید.هر کی هم چیزی خواست بگه بذارم.ممنون از محبتتون.